سپهر ساغریشماره جدیدشماره دهمگفتگو

آیا هنوز می‌ شود در ایران ساخت؟

درباره ناامیدی، اعتماد و امکان کارکردن در ایران در گفتگو با دکتر شادی جمیلی، رئیس دبیرخانه دائمی جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان

جوان برای ماندن و ساختن به چند چیز نیاز دارد: ثبات و پیش‌ بینی‌ پذیری، دسترسی به سرمایه، امکان ورود به بازار، حمایت از ایده و مالکیت فکری، ارتباط واقعی دانشگاه و صنعت، و مهم‌ تر از همه احساس اینکه تلاش او می‌ تواند به نتیجه برسد. ما در جشنواره تجربه کرده ‌ایم که گاهی یک جوان بیش از آنکه به یک جایزه مالی بزرگ نیاز داشته باشد، به یک ارتباط درست، یک منتور، دسترسی به یک بازار، معرفی به یک سرمایه‌گذار یا حتی یک فرصت دیده ‌شدن نیاز دارد. بنابراین اگر بتوانیم اکوسیستمی ایجاد کنیم که جوان از مرحله ایده تا تجاری ‌سازی تنها نماند، می ‌توانیم بخشی از این اعتماد را بازسازی کنیم.

برشی از گفتگو با دکتر شادی جمیلی

یلدا دنیائی مبرز

یلدا دنیایی مبرز

پژوهشگر

کارآفرینی پیش از آنکه به سرمایه، ایده یا حتی مهارت نیاز داشته باشد، به این باور نیاز دارد که تلاش کردن ارزش دارد. اینکه اگر کسی ایده ‌ای را دنبال کند، برای ساختن یک کسب ‌وکار سال ‌ها وقت بگذارد و ریسک کند، امکان آن وجود دارد که نتیجه این تلاش به چیزی واقعی تبدیل شود. اما وقتی اعتماد به محیط پیرامون کاهش پیدا می‌ کند، این باور نیز به ‌تدریج فرسوده می ‌شود. ناامیدی در چنین شرایطی فقط به معنای نداشتن انگیزه نیست؛ می ‌تواند به این معنا باشد که فرد، دیگر آینده‌ ای را که ارزش سرمایه ‌گذاری کردن داشته باشد، در برابر خود نمی ‌بیند. در ایران، این مسئله برای نسل جوانی که می ‌خواهد ایده‌ ای را به کسب ‌وکار تبدیل کند، جدی ‌تر است. بی ‌ثباتی اقتصادی، تغییر قواعد، دشواری تأمین سرمایه و نگرانی درباره امنیت ایده و حاصل کار، تنها بخشی از موانعی هستند که می‌ توانند اعتماد به امکان ساختن را کاهش دهند. در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که «چرا جوانان امیدوار نیستند؟»؛ پرسش مهم‌ تر این است که آیا محیطی که در آن قرار است کارآفرین زندگی و کار کند، هنوز دلایل کافی برای امیدوار ماندن در اختیار او می ‌گذارد؟ دکتر شادی جمیلی، رئیس دبیرخانه دائمی جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان، سال‌ هاست از نزدیک با ایده ‌پردازان و کارآفرینان جوان در ارتباط است. از او درباره تجربه این نسل از کار کردن در ایران، میزان اعتماد آن ها به محیط پیرامون و اینکه ناامیدی چگونه می‌ تواند امکان کار و ساختن آینده را تحت تأثیر قرار دهد، پرسیده ‌ایم.

 

در تجربه شما، مهم‌ ترین نشانه ناامیدی در میان کارآفرینان جوان ایرانی چیست؟

به نظرم مهم‌ ترین نشانه ناامیدی، تغییر رفتار جوانان از «ساختن» به «جست‌ و جوی مسیر خروج» است. در جشنواره ما جوانانی را می‌ بینیم که ایده و توان علمی بسیار خوبی دارند، اما بخشی از آن ها پیش از آنکه شکست کسب‌ وکار را تجربه کنند، از ابتدا نسبت به امکان موفقیت در ایران تردید دارند. این ناامیدی الزاما به معنای بی‌ انگیزگی نیست. اتفاقا بسیاری از جوانان بسیار باانگیزه‌ اند؛ مسئله این است که وقتی فاصله میان تلاش و نتیجه زیاد می ‌شود، وقتی هزینه آزمون‌ و خطا بالا می ‌رود و وقتی فرد نمی‌ تواند شرایط چند ماه یا یک سال آینده را پیش‌ بینی کند، به‌ تدریج از خود می‌ پرسد: «آیا ارزش دارد این مسیر را در ایران ادامه بدهم؟ یکی دیگر از نشانه‌ ها، کاهش تمایل به ریسک کردن است. جوانی که می ‌توانست چند سال روی یک ایده سرمایه‌ گذاری کند، ممکن است ترجیح دهد به دنبال یک شغل باثبات‌ تر، مهاجرت یا فرصت‌ های خارج از کشور برود.

 

جوانان ایرانی تا چه اندازه به امکان ساختن یک زندگی حرفه‌ ای موفق در داخل کشور اعتماد دارند؟

به نظرم هنوز اعتماد کاملا از بین نرفته است؛ اتفاقا وجود جشنواره‌ هایی مثل جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان نشان می‌ دهد که تعداد قابل ‌توجهی از جوانان همچنان به ساختن در ایران باور دارند. ما هر سال با جوانانی مواجه هستیم که با وجود همه دشواری ‌ها، ایده خود را دنبال کرده‌ اند و می‌ خواهند آن را به محصول، کسب‌ و کار یا یک راه ‌حل واقعی تبدیل کنند. بنابراین نباید تصویری ارائه کنیم که نسل جوان ایران را کاملا ناامید نشان دهد. اما این اعتماد مشروط و شکننده شده است. جوان امروز فقط نمی ‌پرسد «آیا ایده خوبی دارم؟» می ‌پرسد «اگر این ایده را دنبال کنم، آیا محیط اقتصادی و کسب‌ و کار اجازه می ‌دهد چند سال بعد هم بتوانم ادامه بدهم؟ بنابراین باید به غیر از امیدی که به آن ها می دهیم مسیر و محیط کسب و کار را هم برای توسعه فعالیتشان فراهم کنیم. به نظرم سرمایه اصلی کشور همین جوانانی هستند که هنوز تصمیم گرفته‌ اند بمانند و بسازند؛ وظیفه ما این است که این اعتماد را تقویت کنیم.

اختتامیه هفتمین جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان
اختتامیه هفتمین جشنواره اندیشمندان و دانشمندان جوان

 

بی ‌اعتمادی به محیط کسب ‌و کار چه اثری بر تصمیم جوانان برای کارآفرینی می‌ گذارد؟

کارآفرینی ذاتا با ریسک همراه است؛ بنابراین هیچ کارآفرینی انتظار محیط بدون ریسک ندارد. مشکل زمانی ایجاد می ‌شود که ریسک‌ های قابل مدیریت با ریسک‌ های ناشی از محیط کسب‌ و کار ترکیب شوند. یک جوان باید بتواند شکست بازار، اشتباه مدیریتی یا حتی شکست یک ایده را بپذیرد؛ اما اگر همزمان با تغییرات ناگهانی اقتصادی، مقرراتی، محدودیت‌ های تأمین مالی، دشواری دسترسی به بازار و مشکلات مختلف مواجه باشد، دیگر نمی‌ تواند تشخیص دهد که نتیجه تلاشش تا چه اندازه تحت تأثیر عملکرد خودش و تا چه اندازه تحت تأثیر محیط بوده است. این مسئله مستقیما روی تصمیم به کارآفرینی اثر می‌ گذارد. وقتی هزینه شروع کردن بالا و امکان پیش‌ بینی آینده پایین باشد، افراد منطقی‌ تر به سمت کم ‌ریسک ‌ترین انتخاب ‌ها حرکت می ‌کنند.

 

امروز کارکردن و ساختن یک کسب‌ و کار در ایران تا چه اندازه برای یک جوان قابل پیش‌ بینی است؟

واقعیت این است که پیش‌ بینی‌ پذیری یکی از مهم‌ ترین چالش‌ های امروز محیط کسب‌ وکار ایران است. کارآفرین می‌ تواند بسیاری از ریسک‌ های مربوط به محصول، بازار، تیم و حتی رقبا را مدیریت کند؛ اما نمی‌ تواند به ‌راحتی تغییرات ناگهانی در متغیرهای اقتصادی، مقررات، هزینه‌ ها یا دسترسی به منابع را مدیریت کند. البته این به معنای غیرممکن بودن کارآفرینی در ایران نیست. اتفاقا بسیاری از کسب ‌وکارهای موفق در همین شرایط شکل گرفته‌ اند. اما باید توجه کنیم که هرچه محیط پیش‌ بینی ‌پذیرتر باشد، سرمایه انسانی و مالی بیشتری حاضر می ‌شود وارد فعالیت ‌های بلندمدت و مولد شود. به نظرم مسئله امروز ما صرفا «کمبود ایده» نیست؛ مسئله مهم ‌تر این است که چگونه محیطی ایجاد کنیم که یک ایده‌ پرداز بتواند برای پنج سال آینده برنامه ‌ریزی کند، نه اینکه صرفا برای چند ماه آینده تصمیم بگیرد. کارآفرینان جوان در شرایط کنونی باید تاب آوری را آموزش ببینند تا بتوانند در شرایط سخت هم فعالیت خود را پیش ببرند و هم برنامه ریزی های مختلف برای زمان هایی که شرایط پایدار نیست هم داشته باشند.

 

 چه چیزی بیش از همه اعتماد جوانان به امکان ساختن آینده در ایران را تضعیف کرده است؟

اگر بخواهم یک عامل را انتخاب کنم، می ‌گویم احساس بی‌ ثباتی و ناتوانی در پیش ‌بینی آینده جوان زمانی حاضر است سه، پنج یا حتی ده سال از زندگی خود را روی یک مسیر سرمایه‌ گذاری کند که بتواند تصویری نسبی از آینده داشته باشد. البته مشکلات اقتصادی، تورم، دشواری تأمین سرمایه، محدودیت دسترسی به بازارهای بین‌المللی و مسائل مختلف محیط کسب ‌و کار همگی مؤثرند؛ اما شاید اثرگذارتر از خود مشکلات، این احساس باشد که قواعد بازی ممکن است مرتب تغییر کند. از طرف دیگر، ما نباید مسئله را فقط اقتصادی ببینیم. اعتماد زمانی شکل می‌ گیرد که جوان احساس کند ایده، تخصص و تلاش او دیده می‌ شود و اگر مسیر درستی را انتخاب کند، امکان رشد دارد. در جشنواره تلاش ما دقیقا همین است: به جوان نشان دهیم که ایده او دیده می ‌شود و برای تبدیل شدن آن ایده به یک مسیر واقعی، حامی و شبکه ‌ای از افراد و سازمان‌ ها در کنار او وجود دارد.

 

 چه تغییری می ‌تواند دوباره به جوانان دلیل کافی برای ماندن و ساختن در ایران بدهد؟

جوان برای ماندن و ساختن به چند چیز نیاز دارد: ثبات و پیش‌ بینی‌ پذیری، دسترسی به سرمایه، امکان ورود به بازار، حمایت از ایده و مالکیت فکری، ارتباط واقعی دانشگاه و صنعت، و مهم‌ تر از همه احساس اینکه تلاش او می‌ تواند به نتیجه برسد. ما در جشنواره تجربه کرده ‌ایم که گاهی یک جوان بیش از آنکه به یک جایزه مالی بزرگ نیاز داشته باشد، به یک ارتباط درست، یک منتور، دسترسی به یک بازار، معرفی به یک سرمایه‌گذار یا حتی یک فرصت دیده ‌شدن نیاز دارد. بنابراین اگر بتوانیم اکوسیستمی ایجاد کنیم که جوان از مرحله ایده تا تجاری ‌سازی تنها نماند، می ‌توانیم بخشی از این اعتماد را بازسازی کنیم. من معتقدم هنوز فرصت زیادی برای ساختن در ایران وجود دارد؛ اما برای استفاده از این فرصت، باید به جای اینکه فقط از جوانان بخواهیم «امیدوار باشند»، دلیل واقعی برای امیدوار بودن در اختیارشان قرار دهیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا