راوی هویت ملی و نوآوری برای نسل آینده
گفتوگو با دکتر حمید عبدالهیان دانشیار دانشگاه و خالق مجموعه هایی چون مشاهیر خندان، کار عجیبکنان و سرکارگذارها
کودکان قهرمان می خواهند. قهرمان برایشان یعنی کسی که می توانند به او نگاه کنند، الهام بگیرند و حتی رویاهایشان را بسازند. اگر ما این قهرمان ها را از دل تاریخ و فرهنگ خودمان به آن ها معرفی نکنیم، قهرمانان دور و بیگانه جای آن ها را پر می کنند. به نظرم روایت زندگی کارآفرینان ایرانی، هم اعتماد به نفس فرهنگی را تقویت می کند، هم در آینده به شکل گیری نگاه نوآورانه کمک می کند. یک کودک هفت ساله ممکن است امروز صرفا داستان کفش ملی یا خودکار بیک را بخواند، اما سال ها بعد در تصمیم هایش اثر آن روایت باقی می ماند.
برشی از گفتگو با دکتر حمید عبدالهیان دانشیار دانشگاه
دکتر حمید عبدالهیان، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک، در سالهای اخیر به یکی از چهره های فعال در حوزه ادبیات کودک و نوجوان تبدیل شده است. او خالق مجموعه های مشاهیر خندان، خوشمزه های تاریخ، کار عجیب کنان، سرکارگذارها و ما نباشیم خوبه؟ است، آثاری که با زبانی ساده و در قالب هایی نو، شخصیت های تاریخی، علمی و کارآفرینان ایرانی را به نسل تازه معرفی می کند. تازه ترین مجموعه او با عنوان «ما نباشیم خوبه؟» در حوزه محیط زیست، با کتاب “میو میویی که پتو متو شد” آغاز شده و به دغدغه حفاظت از یوز ایرانی پرداخته است. عبدالهیان در عین حال معتقد است که ادبیات کودک می تواند پلی میان روایتهای فرهنگی و اکوسیستم نوآوری باشد، همانطور که فردوسی با شاهنامه، زبان فارسی را ریشه دار کرد، امروز نیز نوآوری نیازمند روایت و قصه است تا در ذهن نسل آینده پایدار بماند. در این گفت و گو، دکتر حمید عبدالهیان از انگیزه های خود، تجربه ها و نگاهش به آینده سخن گفته است.
آقای دکتر، شما در سال های اخیر آثار متعددی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده اید. چه شد که به سراغ حوزه ادبیات کودک و نوجوان آمدید؟
راستش من خیلی دیر وارد این حوزه شدم، بیشتر به خاطر فرزندم. اما همین انگیزه شخصی باعث شد با شتاب بیشتری پیش بروم و در این مدت کوتاه حدود چهل عنوان کتاب منتشر کنم. همه این آثار، مستقیم یا غیرمستقیم با فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی یا با محیط زیست این سرزمین پیوند خورده اند. برای من، نوشتن برای کودک یعنی تلاش برای اینکه نسل تازه با ریشه های خود آشنا شود، اما نه به زبان خشک و رسمی، بلکه با روایت هایی زنده، ساده و جذاب.
مجموعه سرکارگذارها یکی از شناخته شده ترین کارهای شماست. کمی از ایده و هدف این مجموعه بگویید.
ایده از جایی شکل گرفت که می دیدم بازار کتاب کودک ایران پر است از ترجمه هایی درباره کارآفرینان بزرگ دنیا: استیو جابز، ایلان ماسک، ادیسون، بیل گیتس و… اما بچه های ما قهرمان های خودشان را نمی شناختند. در حالی که در همین سرزمین، کارآفرینانی در دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی و حتی سال های اخیر ظهور کردند که پایه های صنعت ایران را بنا گذاشتند؛ کسانی مثل احمد خیامی، علی اکبر رفوگران، محمدرحیم متقی ایروانی و عبدالرحیم جعفری. من خواستم این روایت ها را برای گروه سنی ۶ تا ۸ سال بازنویسی کنم؛ کوتاه، ساده، رنگی و نوستالژیک. تا امروز چهار جلد منتشر شده و قصد داریم آن را به بیش از ده جلد برسانیم.
چرا به نظر شما روایت کارآفرینان و صنعتگران گذشته برای بچه های امروز اهمیت دارد؟
کودکان قهرمان می خواهند. قهرمان برایشان یعنی کسی که می توانند به او نگاه کنند، الهام بگیرند و حتی رویاهایشان را بسازند. اگر ما این قهرمان ها را از دل تاریخ و فرهنگ خودمان به آن ها معرفی نکنیم، قهرمانان دور و بیگانه جای آن ها را پر می کنند. به نظرم روایت زندگی کارآفرینان ایرانی، هم اعتماد به نفس فرهنگی را تقویت می کند، هم در آینده به شکل گیری نگاه نوآورانه کمک می کند. یک کودک هفت ساله ممکن است امروز صرفا داستان کفش ملی یا خودکار بیک را بخواند، اما سال ها بعد در تصمیم هایش اثر آن روایت باقی می ماند.
شما علاوه بر تاریخ و هویت ملی، به دغدغه های محیط زیستی هم پرداخته اید. مجموعه «ما نباشیم خوبه؟» در همین راستاست؟
بله. محیط زیست بخشی از هویت ماست. اولین کتاب این مجموعه «میو میویی که پتو متو شد» با محوریت یوز ایرانی منتشر شده است. تلاش کرده ام موضوع سختی مثل انقراض حیوانات را در قالب قصه ای کودکانه و حتی طنزآلود بیان کنم. فکر میکنم اگر کودکان از همان ابتدا بفهمند که این سرزمین با همه موجوداتش هویت مشترکی دارد، بعدها هم در مقام شهروند، تصمیم های آگاهانه تری خواهند گرفت.

در صحبت های شما بارها واژه «روایت» تکرار شد. چرا روایت برای شما این قدر کلیدی است؟
من فکر می کنم هر اکوسیستمی، چه اکوسیستم فرهنگی باشد چه اکوسیستم نوآوری، بدون روایت ضعیف می ماند. همانطور که فردوسی زبان فارسی را با قصه هایش ریشهدار کرد، یا هومر با ایلیاد و اودیسه به یونان باستان هویت بخشید، یا شکسپیر فرهنگ انگلیسی را جهانی کرد، امروز هم نوآوری نیاز به راوی دارد. اکوسیستم نوآوری فقط سرمایه و فناوری نیست؛ باید قصه داشته باشد تا شبکه ها و خوشه ها شکل بگیرند، تا کارآفرینان و استارتاپ ها الهام بگیرند و خود را بخشی از یک تاریخ و هویت بدانند. من تلاش می کنم یکی از این راویان باشم، برای نسل کودک و نوجوان.
شما ادیب هستید اما از اکوسیستم نوآوری هم شناخت خوبی دارید. این پیوند ادبیات و نوآوری را چطور می بینید؟
ادبیات همیشه در کار روایت و بازآفرینی جهان بوده است. وقتی از کارآفرینان ایرانی می نویسم، در واقع دارم روایت نوآوری در بستر تاریخ خودمان را بازگو می کنم. امروز بچه ها باید بدانند که نوآوری فقط در سیلیکون ولی اتفاق نمی افتد؛ همین جا هم در گذشته نمونه های ارزشمندی داشته ایم. اگر این روایت ها درست منتقل شوند، نسل آینده هم برای نوآوری بومی انگیزه می گیرد. دیگر شاهد فروش کارخانه ها و مهاجرت نسل سوم کارآفرینان بزرگ نخواهیم بود.
در پایان، به عنوان کسی که هم با کودکان و نوجوانان در ارتباطید و هم آینده را رصد می کنید، چشم اندازتان برای نسل تازه چیست؟
من خوش بینم. نسل امروز متفاوت فکر می کند، سریعتر یاد می گیرد و دنیا را بدون مرز می بیند. شاید کمتر مثل ما به اصول گذشته پایبند باشد، اما در عوض خلاقیت و انعطاف بیشتری دارد. اگر ما بتوانیم خوراک فرهنگی مناسب در اختیارشان بگذاریم _ چه روایت کارآفرینان، چه داستان های محیط زیستی _ آن ها همان قدر که به سراغ بازی های دیجیتال می روند، به سراغ نوآوری و ساخت آینده هم خواهند رفت. مهم این است که روایت های درست را به آن ها برسانیم.